جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1642

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كمك سربازان شام با دشمنان بنىاميه به جنگ بپردازند و از شيعيان على ( ع ) انتقام بگيرد و در همه حال آنان را در خدمت اغراض خود درآورد . كار سربازگيرى حجاج به جايى رسيد كه در كوفه و بصره حتى نوجوان نوخطى هم نماند ، زيرا يا آمادهء كشته شدن به دست حجاج بود و يا اين كه از دم شمشير دشمنان حجاج گذشته بود ! خيزشهاى مردم عراق عليه حجاج و جنايتهايش بسيار بود ، ولى چون به دليل ضعف و پراكندگى شكست مىخوردند و به زودى به شكنجه ، عذاب و كشتار حجاج گرفتار مىشدند ! شمشير حجاج بر روى گروههاى مردم كشيده شده بود و هزاران هزار انسان را درو مىكرد ! زندانهاى عراق از زن و مرد انباشته شده بود . در اين زندانها با كمال قساوت شكنجه مىشدند و در انتظار بودند كه شمشير حجاج طاغى آنها را به قتل برساند . هر كس از چنگ جاسوسان حجاج نجات مىيافت ، گرسنگى او را مىكشت ! بدين ترتيب عراق انقلابى ، محيط وحشتناكى انباشته از غم و اندوه و ذلت و ناراحتى شده بود . فضاى عراق پس از پيروزى حجاج بر ابن اشعث در « جنگ زاويه » گرفته‌تر و عبوس‌تر گرديد . در اين جنگ يازده هزار نفر را ، كه به آنها از روى خدعه و نيرنگ امان داده بود ، اسير كرد ، اما به امان خود وفا نكرد و همه را به قتل رسانيد . در جنگ « ديرالجماجم » كه تصميم مردم عراق سست شد و گرسنگى به آنان فشار آورد و بيمارى « و با » در ميان آنان شيوع پيدا كرد ، انقلابيون به دست حجاج ياغى گرفتار شدند و به هيچ كدام از آنان رحم نكرد . با اين همه كشتار و خونريزى ، « امنيت » برقرار نگرديد و اوضاع